جمعه, ۲ فروردین , ۱۳۹۸ - 2019 March 22
كدخبر: 1188 تاريخ : ۳ مهر ۱۳۹۷ - ۱۰:۰۳ بازديد: 212 بازدید نسخه چاپي ارسال به دوستان

اخراج از کار به دلیل نماز اول وقت!/ گفت و گو با باقله فروش معروف «جمی»

چندی پیش همایشی به نام تجلیل از برترین های کنکور سال ۹۷ در شهرستان گازخیز جنوب استان زرخیز بوشهر برگزار شد.

همه بودند. از وزارت نفت بگیر تا نماینده ی نماینده ی مجلس، نماینده ی استاندار، نماینده ی نماینده ی مدیر کل آموزش و پرورش استان و خلاصه سالن مملوء بود از حضار گرامی.

ناگفته نماند امام جمعه ی شهرستان جم نیز تشریف داشتند. در نگاه اول چیزی که توجه را به خود جلب می کرد حضور خانواده‌هایی بودند که با ذوق هر چه تمام از شهرستان‌های دیر، کنگان، عسلویه و جم در این همایش بود.

در نگاه آخر هم توجه ها به چیزی جلب شد که به یک رسم مبدل شده و آن هم حضور حداکثری برای تجلیل از برترین ها. حدود ۱۸ نفر! چیزی نصف تجلیل شوندگان!

سوالی که مطرح است اینکه بعد از چهار سال و فارغ التحصیلی این نخبگان، آیا حاضرین جهت تجلیل جوابگوی آینده شغلی‌شان خواهند بود یا خیر؟

یکی از همین سرمایه ها که در سال های پیش تر با همین دلخوشی پا به عرصه ی علم اندوزی گذاشته را انتخاب کرده و گفت و گویی با وی ترتیب داده ایم.

سالهاست که با مصاحبه‌شونده آشنایی دارم. او را فردی آینده نگر می‌شناسم. همواره از محل کسب و کارش عبور کرده و هر از گاهی در مسیر با مرکبه ام او را مسافر کرده‌ام.

شبی به بهانه برگزاری تجلیل از نخبگان و قصد مصاحبه با او در ساعت ۲۳ و ۳۰ دقیقه به محل کارش رفتم.

قبل از رسیدن از محل مورد ملاقات سوالات متعددی در ذهنم خطور می‌کرد. چرا که از نزدیک با او مراوده داشته، بخش‌ هایی از زندگی خانوادگی‌اش را مرور کرده و به سرنوشت که خود راضی از آن است فکر می کردم.

در همین اوهام بودم که به نزدیکی محل کسبش رسیدم. دیدم خانمی در محل کار است و فکر کردم که محل کسب را واگذار کرده ولی نزدیک که شدم او را در گوشه ای مشغول به فعالیت دیدم.

نزدیک که شدم. چند مشتری رسیدند. به محض رسیدن مرا شناخت و جلو آمد و به گرمی از من استقبال کرد.

مشتریان دلیل مراجعه به اینجا را اخلاق و رفتار خوب او بیان کردند.

بدون اینکه من چیزی بپرسم خانمی که کنارش بود را همسرش معرفی کرد. جالب اینکه به گرمی از مشتری هایش با دلنوشته های ادبی که در جیبش بود پذیرایی می‌کرد.

باقله، نخود، فلافل و سمبوسه فروش معروف شهر ما فارغ التحصیل زبان انگلیسی از دانشگاه شیراز است.

گفت و گوی ما را با وی بخوانید …

اواخر مرداد ماه ۹۷ در یکی از شب‌های شرجی زده ولی مطبوع شهر جم، در کنار یکی از پتانسیل‌های انسانی این شهر هستیم، گپ و گفتی با وی انجام که در ادامه بخوانید…

س: لطفا” خودتان را معرفی کنید.

ج: سلام و عرض ادب دارم خدمت شما و مخاطبین گرامی. اینجانب اسداله میرزایی و باعث افتخار است که در این گزارش با شما همراه هستم.

س: مختصرا” از سن، میزان تحصیلات و رشته تحصیلی خود برای مخاطبان ما بگوئید.

ج: بنده متولد دهه ی شصت، به دلیل مشکلاتی که به ویژه از لحاظ مالی داشتم، نتوانستم به طور ممتد ادامه تحصیل بدهم و در سال ۱۳۹۲ از دانشگاه آزاد اسلامی شیراز در رشته زبان انگلیسی فارغ‌التحصیل شدم و در حال حاضر هم دانشجوی مقطع ارشد رشته زبان انگلیسی هستم.

س: با توجه به این که فصل کنکور و اعلام نتایج است شما در آن زمان چه رتبه‌ای در کنکور کسب کردید؟

ج: بنده ورودی سال ۱۳۷۸ هستم و با رتبه ۱۵۲ در دانشگاه پذیرفته شدم.

س: پس از پایان تحصیل به خدمت سربازی رفتید؟

ج: به این دلیل که برادر‌هایم به خدمت سربازی رفته بودند، من از خدمت معاف شدم.

س: بنابراین به دنبال کار رفتید. بفرمایید که کجا مشغول به کار شدید؟

ج: پروسه‌های مختلفی را طی کردم. به مدت ۵، ۶ ماه در فاز ۴ و ۵ عسلویه کار کردم، پروژه تمام و عده زیادی از کارگر ها را اخراج کردند.

سپس مهندس غفاری ( مدیر وقت شهرک پردیس) من را به عنوان پیجر رستوران شهرک پردیس استخدام و یک ماه در آنجا کار کردم، به این دلیل که رستوران شهرک پردیس یک رستوران دو قطبی است! با زیرآب زنی و بخاطر ادای فریضه نماز اول وقت از آنجا اخراج شدم.

این مسئله را هم به طور کتبی و هم شفاهی برای آقای نوروزی (فرماندار سابق جم) مطرح کردم، به شورای شهر شکایت کردم اما متأسفانه اصلاً پیگیری نکردند و پس از یک هفته یک نفر را از اردبیل آوردند و به جای من مشغول به کار شد.

پس از آن نا امید نشدم و به شهرک شهید تندگویان رفتم، آقای بحر‌العلوم (رئیس بخش ورزش مجتمع مسکونی پارس) به من گفت: می‌توانی به عنوان نیروی خدماتی کار کنی؟

من در پاسخ گفتم: بله می‌توانم، برایم مهم است که نان حلال بخورم و تلاش می کنم. تمام مدارک را برای ایشان فرستادم، حتی کار تا آنجا پیش رفت که از من تعهد گرفتند که شما اگر در اینجا مشغول به کار شدید ادعای بالا‌تری نداشته و پست بالا‌تری طلب نکنید و قرار بود پس از یک هفته مشغول به کار شوم.

متأسفانه ایشان به قولی که داده بودند عمل نکرد و گفت: مجوز از بالا صادر نشده است.

مدت دو سال و نیم من در انتظار بودم و آقایان، معین راستین ( عضو شورای دوره ی چهارم جم)، علیمحمدی (کارمند فازهای ۴ و ۵ عسلویه) ، عطا الله پریشان (فرهنگی)، علی بابایی پور (فرهنگی) و علی دانشمند ( فعال رسانه ای) شاهدند که به بهانه‌های مختلف و وعده‌های امروز و فردا دو سال و نیم من را معطل کردند و در نهایت هم فرد دیگری را به جای من استخدام کردند.

باز هم پیگیر کار شدم و این بار در شهرک توحید جم در آموزشگاه شهید بهشتی و بخش زبان انگلیسی، آقای حیدری مسئول بودند که به من گفتند: شما به مدت سه ماه به صورت کارورزی در اینجا کار کنید و پس از سه ماه تشخیص می‌دهیم که شما را بپذیریم یا خیر، من با این که دوره کارورزی را در دانشگاه گذرانده بودم، پذیرفتم و بدون یک ریال حقوق به عنوان آبزرو کلاس‌های زبان بودم؛ اما باز عذر من را خواستند و یک نفر را از فیروزآباد جایگزین من کردند.

در نهایت تصمیم گرفتم متوقف نشوم و روی پای خودم بایستم و بر اساس این جمله ی زیبا که می‌گوید: آب هیچ وقت راکد نمی‌ماند و هر چه بر سر راهش است پشت سر می‌گذارد که راه نفوذی بیابد، تا این که ایده به ذهنم رسید.

س: این ایده چه بود و در نهایت به کجا ختم شد؟

ج: تخصص من زبان‌های خارجی است و علاوه بر زبان انگلیسی، در زبان‌های فرانسه، آلمانی و اسپانیایی هم مسلط هستم و همچنان به تقویت این زبان‌ها ادامه می‌دهم.

ایده‌ای که به ذهن من رسید این بود که یک آموزشگاه زبان‌های خارجی در جم داشته باشیم که فراتر از آموزشگاه‌های کنونی باشد؛ به این دلیل که آموزشگاه ‌های موجود محدودیت‌هایی دارند و در یک چارچوب خاص زبان‌آموزان را حمایت می‌کنند؛ اما آموزشگاه ما دنیای زبان است و تمام زبان‌های مهم خارجی را حمایت می‌کند و در کنار آن حسابداری هم داریم.

تفاوت مهمی که آموزشگاه ما با سایر آموزشگاه‌ها داشت این بود که آنها روی بحث محیطی کار نمی‌کنند، ایده ما در این آموزشگاه این است که زبان‌آموزان پس از دو تا سه ترم در محیط هم قرار بگیرند؛ به این صورت که در ابتدا آنها را به محیط‌های توریستی داخلی مثل پاسارگاد و سیراف که گردشگران خارجی می آیند ببریم و در مرحله بعد از طریق تور‌های خارجی آنها را به خارج از کشور هم ببریم، کشور‌هایی مثل ترکیه، گرجستان، ارمنستان، یونان و… که بتوانیم ارتباط زبانی را در محیط هم ایجاد کنیم.

این نکته‌ای است که در آموزشگاه‌های کنونی در نظر گرفته نمی‌شود، متأسفانه من نتوانستم این ایده را عملی کنم؛ اما در نظر دارم که حتما این کار را انجام دهم.

س: خیلی شفاف وارد باقله و فلافل فروشی شویم؛ چه اتفاقی افتاد که شما به باقله و فلافل فروشی روی آوردید؟ آیا به این دلیل بود که حمایت نشدید یا این که به عنوان یک شغل به آن فکر کردید؟

ج: در ابتدا بله، به این دلیل بود که من برای کار به جا‌های متعددی همچون پارس جنوبی، کنگان، فاز ۱۹، بیمارستان، شهرک پردیس، تندگویان و… مراجعه کردم؛ اما در تمام موارد با درب بسته مواجه شدم؛ بنابراین به این فکر کردم که‌کاری برای خودم دست و پا کنم که خودم آن را اداره کنم و به فرد خاصی متکی نباشم؛ چرا که کسی نیست که من و خانواده من را حمایت کند.

با آقای علی بابایی پور پیش آقای بحر‌العلوم، رئیس مجموعه ورزشی تندگویان رفتیم، آقای بابایی پور ایشان را به حضرت فاطمه زهرا (س) قسم دادند که آقای میرزایی با خانواده پدرش زندگی می‌کند و شرایط خوبی ندارد و برایش دلسوزی کنید، آقای بحر‌العلوم هم قول مساعد دادند و گفتند که من مدارکم را برایش ببرم، حتی پدرم هم با یک دنیا شوق و امید همراه من آمد.

آقای بحر‌العلوم گفت: ما حتما شما را به کار می‌گیریم.

اما در نهایت به قول خود وفا نکردند و گفت: مجوز برای جذب نیرو نداریم و فرد دیگری را به جای من استخدام کردند.

می‌خواهم بگویم که هیچ دلسوزی در این میان برای من وجود نداشت، نکته جالب این که زمانی که آقای معین راستین با بحر العلوم صحبت کرده بودند، ایشان انکار کرده بودند که قول دادند در حالی که آقای بابایی پور و سایر کسانی که در جریان کار من بودند این را می‌دانستند، مهم‌تر از همه این است که من پیام‌های ایشان را دارم.

س: چه مدتی است که مشغول به این کار هستید؟

ج: من حدود ۸ ماه است که به کار مشغولم؛ البته در ابتدا نخود و باقله داشتم؛ اما به این فکر کردم که در هر صورت در اینجا وقت سپری می‌کنم، پس بهتر است که کمی کارم را گسترده کنم که درآمد بیشتری هم داشته باشم؛ به همین دلیل فلافل و سمبوسه را هم در کنار آن بفروشم.

س: کی ازدواج کردید؟

ج: اگر اشتباه نکنم سال ۱۳۹۳ بود که ازدواج کردم.

س: خانواده شما تحت حمایت کمیته امداد است؟

ج: بله.

س: در کنار پدر و مادرتان زندگی می‌کنید یا مستقل هستید؟

ج: خیر، در کنار پدر و مادرم زندگی می‌کنیم.

س: یعنی هزینه‌های خانواده پدری هم به نوعی بر عهده شما است؟

ج: بله همین طور است، من علاوه بر این که باید زندگی خودم را تأمین کنم، باید هزینه‌های پدر و مادرم را هم بر عهده بگیرم؛ چرا که من در حیاط خانه پدرم زندگی می‌کنم و علاوه بر این این را وظیفه خود می‌دانم.

س: از سوی کمیته امداد برای اشتغال حمایت نشدید؟ به شما وام اشتغال تعلق نگرفت؟

ج: متأسفانه خیر، بنده چندین بار هم مراجعه کردم؛ اما گفتند: فقط پدرت می‌تواند وام بگیرد و پس از آن هم از پوشش نهاد خارج خواهد شد.

پدرم هم این مسئله را نپذیرفت؛ در حالی که من کسانی را می‌شناسم که تحت پوشش کمیته امداد نیستند؛ اما کمیته از آنها حمایت می‌کند.

من چندین بار به آقای فرماندار مراجعه کردم، ایشان هم بنده را به آقای رفیعی پور (معاون فرماندار) پاس دادند، که ایشان گفت: اگر به استخدام شرکت در آیید بالا‌ترین حقوقی که خواهید گرفت ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان است؛ بنابراین بهتر است که یک وام اشتغال بگیرید و برای خودتان اشتغال ایجاد کنید و بنده را به آقای موسوی یا حسینی (رئیس صندوق مهر امام رضا) معرفی کردند.

من به صندوق مهر امام رضا (ع) مراجعه که گفتند وام‌های ما از ۱۰۰ میلیون به بالا است و نیاز به وثیقه‌های سنگین دارد، من این موضوع را به آقای رفیعی پور انتقال دادم که متأسفانه نتوانستند برای من کاری انجام بدهند.

س: ساعت کاری فلافلی چند ساعت است؟

ج: کار ما از ساعت ۱۸:۳۰ شروع می‌شود و گاهی تا ساعت ۲ بامداد مشغول کار هستیم.

س: آیا تا کنون برای راه‌اندازی این غرفه فلافل فروشی در سطح شهر با مشکلی هم مواجه شدید؟

ج: خوشبختانه در این زمینه اصلاً با مشکلی مواجه نشدم و باید از دوستان شهرداری، جناب آقای موسوی آقای کوهکن تشکر کنم که نهایت همکاری را با من داشتند.

س: آیا بیمه هستید؟

ج: خیر، هیچ بیمه‌ای ندارم. جالب است که بدانید من حدود سه سال است که به صورت پاره وقت برای اداره آب بدون هیچ بیمه‌ای کار می‌کنم.

مدتی است که ماهانه به من ۶۰۰ هزار تومان حقوق می‌دهند، در حالی که واقعا به نیروی کار در بخش‌های سرایدار، مهمان دار، انبار دار و آبدار احتیاج دارند.

حتی رئیس دفتر هم ندارند، روز‌های پنجشنبه و جمعه در آنجا مشغول هستم و این کار‌ها را انجام می‌دهم.

اگر بار بیاید باید کمک کنم که آن را پیاده کنم، اگر نیمه‌های شب مهمان بیاید باید او را پذیرش کنم و اسکان بدهم و خریدهای داخلی را انجام می‌دهم.

به طور کلی در کنار نگهبانی چندین کار دیگر هم انجام می‌دهم، بدون یک درصد اضافه کاری، من را بیمه نکرده‌اند و حقوقم هم هر ۴، ۵ ماه یک بار پرداخت می‌شود.

س: در هر حرفه و شغلی رقیبانی هم وجود دارد، آیا در کار شما هم چنین چیزی وجود دارد؟

ج: بله، رقبای خاصی داریم، به این دلیل که به صورت سیار فعالیت می‌کنیم نیاز است که حد اقل یک کانکس در اختیار ما قرار بدهند؛ اما با این وجود تا کنون رقبا مانع کسب و کار ما نشده اند، سعی ما این بوده است که تا حد ممکن بهترین کیفیت را در اختیار مشتریان قرار بدهیم و خوشبختانه راضی هستند.

س: در حال حاضر وضعیت فروش فلافل چگونه است؟

ج: با توجه به این که قیمت اجناس بالا رفته است، این مسئله در کار ما هم تأثیر گذاشته و اگر قبلا هر کیلو نخود ۶، ۷ هزار تومان بود، اکنون ۸، ۹ هزار تومان است، این قیمت نخود دانه‌ریز است، هر کیلو نخود دانه‌درشت ۱۰ هزار تومان است؛ اما من هنوز تغییری در قیمت فلافل ایجاد نکرده‌ام و هنوز با همان قیمت ۳ هزار تومان می‌فروشم.

س: با قیمت ۳ هزار تومان، محاسبه ایاب و ذهاب و سایر هزینه‌های دیگر، به طور شفاف درآمد شما چه قدر است؟

ج: صادقانه روی هر فلافل ۵۰۰ تومان سود به دست می‌آورم.

س: شبانه چند مشتری دارید؟

ج: به طور ثابت بین ۲۰ تا ۲۵ نفر مشتری دارم؛ اما در زمان‌های شلوغی تا ۵۰ نفر هم می‌رسد.

س: بنابراین با محاسبه ۲۰ مشتری و سود ۵۰۰ تومان از فلافل، نخود، سمبوسه و باقله، شبانه ۴۰ هزار تومان درآمد دارید؟

ج: بله، شب‌هایی هم که وضعیت خوب است به ۵۰ هزار تومان می‌رسد.

س: با توجه به این که تا نیمه‌های شب کار می‌کنید، شاهد اتفاقات خاص هم بودید، یک خاطره جالب یا یک اتفاق جالب؟

ج: یک بار ساعت ۲ شب فردی برای گرفتن فلافل مراجعه کرد که ظاهرا معتاد بود و به گفته خودش یک روز کامل غذا نخورده بود و کاملا مشخص بود که از لحاظ مالی در وضعیت بسیار بدی است، من به نیت ظهور آقا امام زمان (عج) چیزی از ایشان نگرفتم.

س: احسنت بر شما… در حرفه خود چه توقعی از مسئولان دارید؟

ج: در ابتدا تقاضا دارم که یک کانکس ۳ در ۴ در اختیار من قرار بدهند
که بتوانم وسیله‌هایم را در آنجا ثابت بگذارم؛ چرا که زمستان در پیش است، باران، سرما ما را تهدید می‌کند، در فصول گرم هم مشکلات دیگری وجود دارد و در صورت بودن کانکس حداقل کار ما بهداشتی‌تر خواهد بود، مشتریان بیشتری جذب می‌شوند.

من این تقاضا را از مسئولان ارشد شهر، به ویژه فرماندار دارم که این لطف را در حق من داشته باشند، که بتوانیم از این طریق ارتزاق کنیم، توقع زیادی هم نیست.

س: من جنوبی‌ها را با نجابت شان می‌شناسم و می‌دانم که با هر شرایطی کنار می‌آیند، اما این که شما توانسته‌اید خودتان را قانع کنید که در کنار قطب صنعت، منابع عظیم گازی، با چنین وضعیتی بسازید، هر چند که تلاش زیادی کردید که کار مناسبی به دست آورید، آیا این سازگاری از نجابت شما است یا این که از سر ناچاری است و نا امید شده‌اید؟ برای جوانانی مثل خودتان چه توصیه‌ای دارید، به مسئولان برای حمایت جوانان چه توصیه‌ای دارید؟

ج: هر جوانی که از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شود، دوست دارد که در رشته تخصصی خودش فعالیت و به کشورش خدمت کند، من از مسئولان تقاضا دارم از نیرو های بومی استفاده کنند، که واقعا ضرورتی ندارد تمام نیرو‌ها را از شهر‌ها و استان‌های دیگر استخدام کنند، زمانی که برای کار به آقای مهندس…، رئیس کل شهرک‌های مسکونی مراجعه کردم، منشی دفتر ایشان که از تبریز آمده بود می‌گفت: من مهندسی برق خوانده‌ام؛ اما منشی دفتر هستم.

خیلی ناراضی بود، من به این خانم گفتم: لیسانس زبان انگلیسی دارم و اهل همین شهر هستم، به همین کار هم رضایت می‌دهم؛ اما من را استخدام نمی‌کنند، آن وقت شما با وجود کار و تمام مزایا و امکاناتی که این کار در اختیارتان قرار می‌دهد ناراضی هستید؟

از مسئولان خواهش می‌کنم حد اقل برای این کار‌ها از نیرو‌های بومی استفاده کنند، افراد بومی توانایی انجام چنین کار‌هایی را دارند، از آن سر کشور مؤذن و نیروی خدماتی آورده‌اند.

از جوانان می‌خواهم که در هر شرایطی سعی کنند بر روی پای خود بایستند و در انتظار مسئولان نباشند.

به ویژه برای جوانان تحصیل کرده‌ای که به دیگران و دولت چشم داشتی ندارند و از نبوغ، استعداد و خلاقیت خود بهره می‌برند که گره‌های تولید کشور را باز کنند.

این که ما منتظر بمانیم که دولت یا مسئولان برایمان کاری انجام دهند، درست نیست؛ چرا که انسان عاقل صبر نمی‌کند که تاریکی به روشنایی برسد بلکه در میان تاریکی به دنبال شمعی می‌گردد که بتواند راه را برای خود روشن کند.

در زمينه‌ي انتشار نظرات مخاطبان رعايت چند مورد ضروري است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسي تايپ کنيد.
  • «نسیم جم» مجاز به ويرايش ادبي نظرات مخاطبان است.
  • نسیم جم از انتشار نظراتي که حاوي مطالب کذب، توهين يا بي‌احترامي به اشخاص، قوميت‌ها، عقايد ديگران، موارد مغاير با قوانين کشور و آموزه‌هاي دين مبين اسلام باشد معذور است.
  • نظرات پس از تأييد مدير بخش مربوطه منتشر مي‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.