کد خبر : 2022
تاریخ انتشار : شنبه ۴ آبان ۱۳۹۸ - ۱۸:۳۲

پنج برداشت اجتماعی از «محرم»

پنج برداشت اجتماعی از «محرم»

حسن محدث زاده/ فعال اجتماعی و فرهنگی محرم را می توان نمادی از یک کنش موفق دانست که توسط مردم مدیریت شده و به جامعه عرضه می شود. ای کاش حاکمیت از این حرکت جمعی تحسین برانگیز، درس می گرفت و دست از اقتصاد و فرهنگ دولتی می شست و‌ عنان این اقتصاد و فرهنگ


حسن محدث زاده/ فعال اجتماعی و فرهنگی

محرم را می توان نمادی از یک کنش موفق دانست که توسط مردم مدیریت شده و به جامعه عرضه می شود.
ای کاش حاکمیت از این حرکت جمعی تحسین برانگیز، درس می گرفت و دست از اقتصاد و فرهنگ دولتی می شست و‌ عنان این اقتصاد و فرهنگ بیمار را به مردم وا می گذاشت تا چرخ های مملکت به درستی بچرخد.

خدمت به ریش بلند و ته ریش و صورت تیغ زده، به یقه دکمه بسته یا پیرهن یقه باز، به ابروی آرایشگاه نرفته یا صورت ماسیده زیر خروارها آرایش …

محرم و عاشورا در فرهنگ ایرانی نه فقط یک مناسبت یا واقعه تاریخی- مذهبی بلکه اندیشه و‌ باوری تعمیق یافته برای شکل دهی یک اجتماع قوام یافته بر پایه عدالت طلبی و‌ ظلم ستیزی است. از این رو رهبر فقید جمهوری اسلامی به درستی استمرار و حیات این انقلاب را وابسته به محرم و صفر به عنوان نماد و انگیزاننده مبارزه با زشتی و‌ پلیدی ها می داند.
مردم ایران با برگزاری آیین های متنوع و برپایی سوگواره های سوزناک سعی در استمرار حرکتی دارند که لشکر کوچک حق، چهارده قبل قرن در زمین تفتیده کربلا رقم زد تا مصباح و‌ سراج جویندگان طریق حقیقت باشد.

آنچه می خوانید پنج برداشت اجتماعی از گرامیداشت محرم توسط هموطنان ایرانی است:

۱- محرم بزرگترین جنبش و همایش مذهبی در ایران است که کاملاً مردمی اداره می شود. هر چند حکومت به درستی، شرایط برگزاری این شور مردمی را تسهیل می بخشد اما اگر چنین هم نکند؛ از زیبایی، طراوت و شور حسینی حتی دمی کاسته نمی شود.
محرم را می توان نمادی از یک کنش موفق دانست که توسط مردم مدیریت شده و به جامعه عرضه می شود.
ای کاش حاکمیت از این حرکت جمعی تحسین برانگیز، درس می گرفت و دست از اقتصاد و فرهنگ دولتی می شست و‌ عنان این اقتصاد و فرهنگ بیمار را به مردم وا می گذاشت تا چرخ های مملکت به درستی بچرخد.

۲- یکی از جلوه های زیبای محرم؛ خدمت صادقانه است. پیرمرد برای جوان چایی دم می کند؛ جوان کفش پیرمرد را جفت می کند. زن پای دیگ بزرگ غذا عرق می ریزد. آن یکی بالای داربست موکب ها، ریسک می خرد، دیگری جارو می زند و… این صحنه ها را به تعدد و تکثر دیده ایم. به ریش بلند و ته ریش و صورت تیغ زده، به یقه دکمه بسته یا پیرهن یقه باز، به ابروی آرایشگاه نرفته یا صورت ماسیده زیر خروارها آرایش، به موهای مخفی شده زیر روسری یا رها شده در باد و آفتاب ربطی ندارد. همه با دنیایی از تفاوت ها و نگرش ها در این ده روز تلاش می کنند زیر یک عَلَم جمع شوند.
احتمالا برخی بگویند که حتماً مداح های میلیاردی با اشک های تمساح گونه پشت میکروفن؛ جوانانی که زنجیر را با تمام توان به شانه هایشان فرود می آورند تا نگاه دلبرکی را بدزدند، حریصان غذای نذری، کاسبان شهرت اجتماعی را ندیده ای که کلمه خدمت صادقانه را برای آنها به کار می بری! این دسته آدم ها را هم دیده ام. اما خودتان و‌ انصافتان؛ اینها چند درصد از جمعیتی هستند که در خیمه حسینی جا گرفته اند؟

اینها را ننوشتم که از خلوص نیت حرف بزنم که علم نیت خوانی در ید بشر نیست اما خواستم این بار بگویم متعجبم از آنهایی که در محرم این چنین برای دیگران، بی هیچ چشم داشتی، خدمت می کنند چرا در رانندگی این چنین نیستند و‌ فقط خود را می بیند و جاده ها را بی رحمانه گودی قتلگاه کرده اند؟ چرا پاکیزگی خانه یا ماشین شان را دوست دارند اما خیابان و کوچه را چنان کثیف می کنند چو زمینی که در زیر نیزه پاره ها و شمشیر های شکسته، شراب خون می مکد. قطاری از این چراهای تلخ را می توان ردیف کرد.

کاش این روحیه دوست داشتنی خدمت در بعد از محرم هم در رگ های زیست ایرانی زندگی کند. کاش…

۳-گر چه برخی فعالیت های محیط زیستی را لاکچری و سلبریتی زده می دانند که در پس شعارهای بی عمل گیر کرده است اما همین محیط زیست بیمار را فرصتی برای منابرِ از رونق افتاده مساجد و حسینیه ها می دانم.
روحانیون در کنار طرح حرف های کلیشه ای می توانند با گپ زدن از دغدغه های اجتماعی و زیست امروزی؛ منابر خود را بروز رسانی کرده و مخاطب جوان بخرند.
اینکه از روحانیت اسم بردم چون در روزهای محرم؛ صاحب تریبون هستند و الا آشغال ریختن نه ربطی به آخوند دارد و نه ترامپ و نه شیخ های خلیج نشین. فقط کمی شعور می خواهد. کمی شعور

۴- محرم باشکوه ترین گردهمایی مذهبی_ملی ایرانیان با گنجینه ای از رسوم و‌ آیین های متنوع است. آیین هایی که گاه قدمت آنها از عمر چند نسل هم بیشتر است و‌ همچنان سینه به سینه، سینه تاریخ را در می نوردند و زیست عاشورایی را زنده نگه داشته اند.
یکی از مولفه های توسعه، حراست و حفاظت از آیین ها و‌ سنت های هر جامعه است. به همین دلیل محرم نه فقط از منظر جلوه های مذهبی، حماسی و ظلم ستیزی باید پاسداری شود بلکه حداقل به عنوان یک ضرورت توسعه اجتماعی و‌ اقتصادی باید زنده نگه داشته شود.

۵- در سال های اخیر موکب ها شور تازه ای به رگ شهرها و روستاها تزریق کرده و چهره ای با نشاط از محرم ساخته اند. این خیمه های خدمت بدون بخشنامه، اندرزنامه، پند نامه و… توسط جوانان برپا و اداره می شوند. یک کار تشکیلاتی شکیل و قابل تقدیر.

تجربه موکب گردانی نشان می دهد که اگر حاکمیت از پیرگزینی دست کشیده و تمرکز زدایی کند و به جوان های این سرزمین از کلان شهر تهران تا روستایی ده خانواری اعتماد کند و عنان کار را به آنها بسپارد؛ شور و شوق جوانی به بال های خسته کشور توانی مضاعف خواهد داد تا سرزمین توسعه و‌ خوشبختی پرواز کند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.