کد خبر : 2126
تاریخ انتشار : یکشنبه 16 فوریه 2020 - 10:48

پیامدهای سیاسی و اجتماعی پالایشگاه های منطقه جنوب بر بومیان

پیامدهای سیاسی و اجتماعی پالایشگاه های منطقه جنوب بر بومیان

حسن آرایش/ دکتری علوم سیاسی: نفت و گاز مهمترین منابع تامین انرژی جهان هستند بطوری که نفت خام ۴۵ درصد و گاز طبیعی ۲۵ درصد انرژی دنیا را تامین می‌کند؛ پس این صنایع دارای اهمیت فراوانی در عرصه داخلی و بین‌المللی هستند. همچنان که دانیل برگین درارتباط با رابطه نفت و آغاز سرمایه‌داری مدرن توضیح

حسن آرایش/ دکتری علوم سیاسی: نفت و گاز مهمترین منابع تامین انرژی جهان هستند بطوری که نفت خام ۴۵ درصد و گاز طبیعی ۲۵ درصد انرژی دنیا را تامین می‌کند؛ پس این صنایع دارای اهمیت فراوانی در عرصه داخلی و بین‌المللی هستند. همچنان که دانیل برگین درارتباط با رابطه نفت و آغاز سرمایه‌داری مدرن توضیح می‌دهد: با درهم آمیختن نفت،‌ سیاست و قدرت بین‌الملل و رابطه بین نفت و جامعه می‌توان عصرکنونی را عصرهیدروکربن نامید، می‌توان ظهور صنایع نوین در مناطق پیشامدرن را مقدمه ظهور جوامعی نوین با مدنیت صنعتی دانست. تغییر شیوه‌زیست در محیط‌های سنتی به محیط‌های مدرن‌، نیازمند تامین شرایط مناسب برای تغییر ذهنیت انسانها همپای تغییرات محیطی است.


خاورمیانه که مرکز جدی‌ترین تحولات سیاسی اقتصادی بین‌المللی است، تحولات آن عمدتا متاثر از صنعت نفت و گاز بوده است. این منطقه از نظر سهم ذخایر نفت و گاز‌، با هیچ منطقه‌ای در جهان قابل قیاس نیست. این منطقه حدود دو سوم ذخایر نفت و یک سوم ذخایر شناخته شده گاز جهان را به خود اختصاص داده است. خلیج فارس مهمترین زیر سیستم خاورمیانه است.


بارزترین ویژگی منطقه ژئوپلتیکی خلیج فارس در وجود منابع فراوان نفت و گاز آن است که توجه کشورهای صنعتی و مصرف‌کننده نفت و گاز را به خود جلب کرده است. این ویژگی انرژیک منطقه خلیج فارس عامل مداخله بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در شکل‌گیری ترتیبات امنیتی خاصی شده است که برخی از این کشورها از جمله ایران را دربر می گیرد. با احداث پالایشگاه، مناطق همجوار به عنوان متغیری مهم و تعیین‌کننده وارد حیات سیاسی ایرانیان شده است و در عرصه زندگی سیاسی و اجتماعی مردم مناطق پیرامونی نفت و گاز پیامدهای گوناگونی به همراه داشته است. مناطقی در ایران به بهره‌برداری رسید پای کمپانی‌های اروپایی و آمریکایی به ایران به ویژه در جنوب کشور و برای مناطق نفت‌خیز جنوب نفت ایران، شکل‌گیری شرکت نفت ایران و انگلیس منجر شد حیات سیاسی و اجتماعی منطقه جنوب غرب ایران را از آن زمان تاکنون دچار دگرگونی‌های فراوان کرد. تبعات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی صنایع نفت و گاز آنچنان تاثیرگذار و عمیق است که فصل مهمی از تاریخ ایران را به خود اختصاص داده است.

از جمله پیامدهای سیاسی نفت در خلال یک قرن گذشته درخاورمیانه و ایران: گسترش دموکراسی، ثروت، جنگ، انقلاب، کودتا، ترور سیاسی، شورش‌ها و اعتراضات، افزایش قدرت ملی و اعتبار بین‌المللی، تقویت دستگاه اجرایی در برابر دیگر قوای حکومتی، گسترش بروکراسی، ایجاد و گسترش احزاب دولتی و غیردولتی و… بوده است. پس ثروت منابع طبیعی می‌تواند هم زمینه لازم برای دموکراسی مانند آموزش، سطح رفاه و پیدایش طبقات جدید اجتماعی فراهم کند و هم برعکس مانع ایجاد دموکراسی شود.


در اواخر قرن بیستم مناطق جنوب جامعه‌ای متشکل از عشایر و طوایف مختلف با اقتصادی خودکفا بود. تاسیس صنعت نفت و گاز آغازی بود برای تغییر روابط سنتی حاکم بر اجتماع ایلات و عشایر جنوب ایران و نه تنها سبب دگرگونی بافت اجتماعی در منطقه بوشهر و جنوب فارس بلکه شهرهای صنعتی همچون (عسلویه، جم، کنگان، مهر و لامرد) را بنیان‌گذاری نمود و بطور کامل منجر به تغییر کامل ساختارهای سیاسی و اجتماعی در منطقه گردید. ترکیب ناهمگون جمعیتی آنها به خصوص در نواحی مرزی بوشهر در برنامه‌ریزی‌ها و برآوردهای سیاسی، نظامی و امنیتی حائز اهمیت فراوان است. با افزایش اهمیت گاز و افزایش درآمدهای ارزی حاصل از صنعت گاز و پتروشیمی ها و میعانات گازی، منطقه جنوب به خصوص شهرهای فوق الذکر متحول گردید.

هم اکنون قسمت اعظم بودجه کشور از درآمدها گاز این دو استان تامین می‌شود. وجود این صنایع در این مناطق همانند دیگر مناطق صنعتی پیامدهای مثبت و منفی در کوتاه‌مدت و بلندمدت در ابعاد گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی داشته است که از جمله پیامدهای سیاسی و امنیتی آن می‌توان به حکمرانی خوب، آگاهی سیاسی، گسترش طبقه متوسط و کارگر و شکل گیری نخبگان سیاسی نفتی و تقسیمات اداری، ایجاد نهادهای جدید دولتی و اعتماد نهادی، شکاف طبقاتی، ایجاد موزائیک فرهنگی – مذهبی، تبعیض، تحریم‌های خارجی، حرکت‌های گریز از مرکز، شورش‌ها، اعتصاب‌ها و اعتراض‌ها و …اشاره کرد.

بنابراین مسئله بررسی پیامدهای سیاسی و امنیتی توسعه صنعت گاز و پتروشیمی و صنایع در جنوب کشور موجب پیامدهای سیاسی و امنیتی زیادی خواهد بود که میتواند موجب تغییر چهره این مناطق چه از لحاظ فیزیکی و ظاهری و چه از بعد فرهنگی و اجتماعی گردد. توجه نگاه دقیق و جامع به این مسئله می تواند موجب کاهش اثرات منفی و مخرب توسعه بر جایگاه فرهنگ و سنتهای بومی و اصیل منطقه گردد و در صورت بی توجهی و عدم برنامه ریزی مناسب موجب تغییر فرهنگ بومی در مقابل فرهنگ غالب غیر بومی و تعارض فرهنگی و از طرفی در آینده نه چندان دور می تواند زمینه یک بحران اجتماعی و فرهنگی خاموش تبدیل شود.


آمار بالای طلاق در طی ۲۰ سال اخیر به دلیل تماس با فرهنگ های مختلف، تصادفات به دلیل شلوغی و توسعه یکباره جمعیت و کار بدون رعایت زیرساختهای لازم در جاده ها و خیابان های منطقه، آمار قتل های امنیتی و درگیری ها و نزاع هایی که شکل گرفته، افزایش بیماری های زیادی که ناشی از آلودگی های زیست محیطی شده از جمله آسمّ، سرطان، مشکلات عصبی و روحی ناشی از تمایز طبقاتی با توجه به فاصله درآمدی که بین طبقات بالا و کارمندان رده بالای منطقه با مردم عادی و بومی منطقه ایجاد شده، آلودگی صوتی و گرمای ناشی از دستگاهها و فلرهای گاز و آلودگی های ساحل و دریا، دستکاری فرهنگ مذهبی و دینی و وضعیت حجاب به نسبت شهرهای غیر صنعتی با وجود تحولات جهانی شدن ارتباطات و حفظ حرمت ها به دلیل ارتباط ورود صنایع گاز و پتروشیمی در منطقه سبب دگرگونی‌هایی در مناطق جنوب شده است که از جمله این پیامدها در بعد سیاسی امنیتی شامل: گسترش حضور دولت و نهادهای دولتی، شکل‌گیری طبقه متوسط و سیاسی شدن، تقسیمات کشوری، حرکت‌های گریز از مرکز، اعتصاب‌ها، شورشها و گسترش مطبوعات و آگاهی سیاسی و… می‌باشد.

امنیت به معنی از خطر محافظت شدن همچنین رهایی از تردید و در خطر نبودن و داشتن اعتماد چه در سطح فردی یا ملی و بین المللی است. امنیت یکی از مفاهیم با اهمیت، پیچیده در دنیای امروز و یکی از اساسی‌ترین اهداف و کارویژه‌های همه نظامهای سیاسی در همه اعصار بوده است. امنیت در ساحت اندیشه سیاسی به عنوان مهمترین کارویژه فلسفه وجودی دولت و در سطح مردم یا شهروندان به مثابه ضروری‌ترین و مهمترین نیاز شناخته شده است.


طبق مطالعات امنیتی، هرکشور به مقوله امنیت از دو بعد خارجی و داخلی می‌نگرد. جنبه داخلی امنیت ملی، شامل امنیت یک ملت در مقابل تهدیدات آشکار و پنهان در درون مرزهای ملی است. این تهدیدات می‌تواند اقتصادی (بحران‌های حاد اقتصادی همچون تورم و نابسامانی‌ها)، سیاسی(شورش‌ها و جدایی‌طلبی)، اجتماعی (مانند نابهنجاری‌ها و آشوب‌های اجتماعی) و نظامی مانند کودتا و جنگ داخلی) باشد. جنبه خارجی امنیت‌ملی به تهدیدهای برون مرزی علیه یک دولت باز می‌گردد و دارای ابعاد اقتصادی(مانند تحریم‌های اقتصادی)، سیاسی(مانند فشارهای سیاسی و انزوا) و نظامی (مانند حمله نظامی یا تهدید به حمله) است‌.


طبقه مدیران نفتی متشکل از افرادی است که وارد صنعت نفت شده و به رده های مدیرتی بالا رسیده اند و با استفاده از نقشهای مدیریتی و نفوذ و قدرتی که از جایگاه شغلی خود در صنعت می‌گیرند سعی در تغییر تحولات سیاسی و اجتماعی کشور به نفع طبقه خود و یا در راستای اهداف شخصی یا جمعی خود دارند.
منظور از آگاهی سیاسی شناخت نسبت به مسائل و تحولات سیاسی و اجتماعی است و عوامل گوناگونی در شکل‌گیری آگاهی سیاسی دخالت دارند همچون جامعه‌پذیری سیاسی، خانواده و محیط‌های اطلاعاتی و پایگاه اجتماعی-اقتصادی.، احزاب و گروهای سیاسی و رسانه‌ها (روزنامه، رادیو، تلویزیون و اینترنت و ماهواره) که مهمترین منبع آگاهی بخشی برای افکار عمومی در عصر حاضر است. جامعه مدنی به عنوان بستر مناسب آگاهی سیاسی شکل‌گیری و توسعه خود را مدیون عملکرد رسانه‌های جمعی است.


مشارکت سیاسی از مباحث اساسی مربوط به نیاز بشر به دموکراسی، جامعه مدنی و توسعه سیاسی است. مشارکت سیاسی و فعالیت شهروندان به منظور تاثیر گذاشتن بر فرایندهای تصمیم‌گیری سیاسی دولت است و سازوکار مهمی است که به وسیله آن رشد سرمایه اجتماعی، سازماندهی توده‌ها رشد سرمایه اجتماعی و کنترل افزایش یافته و مسئولیت‌پذیری دولت افزایش می‌یابد. توسعه سیاسی نیز مشروط به امر مشارکت سیاسی است مشارکت از طریق سازماندهی گروه‌ها، سرمایه‌اجتماعی جامعه را افزایش می‌دهد و سازوکاریست که گروه‌های فرعی و حاشیه‌ای را توانمد می‌سازد تا در متن و جریان‌های اصلی حیات اجتماعی خود نقش بیشتری داشته باشند.


اصلاح طبقه متوسط جدید نخستین بار توسط “امیل لدرر” به کار رفته است و شامل گروه‌هایی است که غالبا محصول دوران مدرن بوده و خود در پیشبرد آن نقش اساسی دارد. همچنین میزان تاثیرگذاری آن بر پویش‌های تحولات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی چه از لحاظ کمی چه کیفی روز به روز افزایش یافته است. جامعه شناسان معتقدند پیدایش طبقه متوسط حاصل رشد و توسعه اقتصادی است و ظهور این طبقه به همراه خود ساختار اجتماعی و ارزشها را دچار تغییر می‌کنند. توسعه بروکراسی در جوامع دارای صنایع نفت و گاز زمینه اشتغال افراد عموما شهرنشین و طبقه متوسط را به وجود می‌آورد. طبقه متوسط جدید در واقع کلیه نیروهای اجتماعی باسواد و تحصیل کرده شهری، یعنی صاحب مشاغلی چون حقوق بگیران حکومتی، مهندسان، پزشکان، حقوقدانان، وکلا ،اساتید دانشگاه، روزنامه نگاران و مدیران محسوب می‌شوند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.