یکشنبه, ۴ فروردین , ۱۳۹۸ - 2019 March 24
كدخبر: 846 تاريخ : ۱۹ دی ۱۳۹۶ - ۰۶:۱۰ بازديد: 274 بازدید نسخه چاپي ارسال به دوستان

مرغ را بپران و آسوده بخواب جنوبی!

۲۴ سال پیش مسعود بهنود در مجله آدینه مقاله ای نوشت با نام « نفت؛ مرغی که باید پراند». او در بخشی از آن مقاله که بعدها در کتاب ما می مانیم هم منتشر شد نوشت: « قصه ما- و دیگر کشورهای دارنده ی نفت – به کودکی میماند که او را مرغی بود و آن مرغ را بسیار دوست می داشت و بی او روز به شب نمی برد. هر صبحدم پدر، او را با فریاد از خواب می پراند که بلند شو و نان بستان.
کودک چون برف و سرمای بیرون را به یاد می آورد و لحاف بر سر می کشید فریاد پدر بلند می شد که مرغ را می پرانم! کودک از عشق مرغ، تن به آن سختی می داد. روزها در خانه، مادر با همین تهدید او را مجبور می کرد که کارهای مشکل را انجام دهد و دیگران نیز. او اسیر و گروگان عشق آن مرغ بود تا روزی که پدر باز او را برای خریدن نان بیدار کرد. این بار کودک سر از زیر لحاف به در آورد و گفت: مرغ را پراندم! و آسوده خوابید».

می گویند انگلیسی ها و آمریکایی ها در همه این سالها در طمع نفت و گاز این همه بلا سرمان آورده اند. می گویند مدیران و کارمندهای شرکت نفت نان و خاویار می خورند و داد بقیه کارمندها را که نان و قسط می خورند درآورده اند. می گویند اتکا به نفت باعث شده که سرمایه گذاری واقعی و توسعه پایدار را فراموش کنیم… پشت سر نفت زیاد حرف می زنیم اما شیرین ترین وعده سیاسیون هنوز «آوردن نفت سر سفره مردم است»!

سیف اله حسنی پور/ مطلب بالا را استادم جناب دکتر احسان محمدی در بندهای از یادداشت خود منتشر کرده بود که مطلب حقیر با آن مرتبط و برای مقدمه آن مفید…

چند ماه قبل بود که استعفای شهردار سیراف رسانه ای شد و همه در عجب مانند که چه عاملی می‌تواند باعث و بانی این استعفا باشد.

استعفای شهرداری موفق که با رای قاطع شورای جدید ابقا شده بود، بوی خوبی از آن به مشمام نمی رسید تا اینکه شورای شهر سیراف ورود و مانع از آن شد.

مدتی از ماجرا گذشته بود که دوستی تماس گرفت و داستانی را تعریف کرد که شباهت های زیادی به مطلب استاد گرامی جناب دکتر احمد حیدری دارد که در یکی از گروه های مجازی منتشر شده است. بخشی از این مطلب بدین قرار است:

… شهردار سیراف در خصوص یک پروژه ی منطقه ی ویژه در این شهر، اعلام کردند که قبل از شروع پروژه بايستي عوارض مربوطه پرداخت و شورای شهر سیراف هم گفت پنجاه درصد از نیروی انسانی از سیراف باشند و اگر نه اجازه شروع نخواهند داد و همين کار هم کردند. لیکن تا آنجایی که پیگیری شده و بیان کرده اند گویا متاسفانه شخصی بنام امیرزاده که نمی دانم توی نفت چکاره هست پیغام می فرستند که اگر من گذاشتم که من بعد شهردار باشید مرد نیستم و همین حرف ایشان هم تاکنون به کرسی نشسته و شنیده ام که ایشان از شخصی بنام وردیانی که قبلا حراست منطقه ی ویژه بوده و اکنون در حراست استانداری شاغل می باشند و نماینده مجلس خودمان که هر دو بوشهری هستند درخواست همكارى برای اعمال غرض خود می کنند. صرف نظر از مجرمانه بودی عمل وی، این طور کارهای یک مسئول می تواند از مصادیق عناد ناخودآگاه خفی با نظام و لطمه به کشور به حساب آید، که حقا باید برخورد شود به علاوه این که مدت هاست موجبات خلل در امورات شهرداری سیراف را فراهم کرده اند… (پ.ن.ق.)

چه بلایی سرمان آمده است که حاضریم بنا به دلایلی چون استشمام بوی گاز و نفت موجبات آن را فراهم آوریم که کارگر خدماتی که در شهرداری کار می کند چوبش را بخورد؟

نمی دانم.

اما می دانم و نیک می دانید که دیر زمانی نیست که گاز از دیارمان رو به استخراج نهاده و قبل از آن روزی نیاکانمان از خیش و خرمن و نخل و دریا حواله می شده و به جرات می توان گفت مدیران امروزی استان ما در مجلس و دولت کنونی با پول پدرانی به اینجا رسیده اند که روزی اشان فقط از همین راه ها بوده است.

هر چند نقش گاز در توسعه ی دیار جنوب به ویژه جم و سیراف پر رنگ است ولی اطمینان دارم، حاضرید آب شیرین و روان قنات ها برگردد و گاز را دو دستی تقدیم به کسانی کنید که حاضرند به هر دلیلی حقوق کارگر خدماتی در شهرداری شهری چون سیراف به تاخیر بیفتد وحکم شهردارش را امضا نکنند!

یقین دارم اگر بوی نان تنوری دی علی، باز از سر کوچه به مشام برسد، دو دستی توسعه شهری چون جم که بواسطه ی گاز حاصل شده را با آن معاوضه کنید.

این را هم دریغ خواهیم خورد که هر جا می نگریم بجای آبی دریا و سرسبزی نخلستان دیارمان فقط دود است و ساخت و ساز و کلاف سر در گم لوله های صنعت.

این را هم موافقید که اگر گاز نبود، قطعاً از چهل سال پیش راه چاره ای برای بیکاری می کردیم که امروز حداقل بیکار نباشیم و به خاطر گاز و به دلیل ممانعت از اجرای پروژه ای گازی برای حفظ منافعمان، روزی خدادادی را ر‌وی کارگری قطع کنند یا جهت توسعه ی زیر ساختی صنعتی، املاکمان را مفت از چنگمان بربایند!

نکته پایانی این که همین دیروز بود که باعنایت خداوند منان، نگاه ولی زمان(ع)، ولی حال(م) و شهدای وطن، کشور از تلاطمی سخت نجات یافت، چیزی که عموم تحلیل گران، بنای آن را جدایی برخی مسئولين از مردم دانسته اند.

آیا جدا کردن شهرداري مردمی از مردم، آب ریختن به آسیاب دشمن نیست؟

در زمينه‌ي انتشار نظرات مخاطبان رعايت چند مورد ضروري است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسي تايپ کنيد.
  • «نسیم جم» مجاز به ويرايش ادبي نظرات مخاطبان است.
  • نسیم جم از انتشار نظراتي که حاوي مطالب کذب، توهين يا بي‌احترامي به اشخاص، قوميت‌ها، عقايد ديگران، موارد مغاير با قوانين کشور و آموزه‌هاي دين مبين اسلام باشد معذور است.
  • نظرات پس از تأييد مدير بخش مربوطه منتشر مي‌شود.

13 پاسخ به مرغ را بپران و آسوده بخواب جنوبی!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.